دلتنگم
بریدی حالا دیگه از من و این دل تنهام خالیه جای دست گرمت میون دستام
من شبها به یاد تو اشکامو میریزم روی گونهام
دل تنگم از عشقت میدونی که من بی تو دیگه تنهام
گفتی که حتی لحظه اخر دوست دارم من تا بی نهایت
اما ثابت کردی دروغ اون حرفات
گفتی همیشه به یادت هستم گفتی که دل به دل تو بستم
دو به شک بودم منو دوست داری یا نه
سخته مگه نه دست یخ من ترک کنه ودستت و بشکنه قلب یختم
مگه بعد مرگ من بزنی حرف من
سخت و درد ناک تحویل به قلبتم
تو رفتی بریدی از دل ساده اره برو
تو یکی رو میخواستی ساده باشه تو رو
رو دلش بذاره ولی تو مردی و رفتم
چشمامو رو دروغای که گفتی بستم
دیگه رفتم از خیالت دیگه نیا دنبال این دل ساده
واسه من تو مردی برو که عشقت از دل افتاده







وقت رفتن، تو چشماش نگاه نکردم


...در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست...
